خودشیفتگی در رابطه عاطفی

خودشیفتگی در روابط و راه های مواجه با آن

خانه / عمومی / خودشیفتگی در روابط و راه های مواجه با آن
اشتراک گذاری:

شخصیت خودشیفته اختلالی است که در آن فرد احساس خودبزرگ‌بینی داشته و نیاز عمیق به تحسین دارد. افراد خودشیفته در رابطه معتقد هستند که نسبت به دیگران برتری دارند و برای احساس دیگران ارزش قائل نیستند.

با این حال، پشت این نقاب سرشار از اعتمادبه‌نفس، عزت‌نفس شکننده‌ای نهفته است که تحمل کوچک‌ترین انتقادی را ندارد و به تلنگری می‌شکنند.

مطالعات نشان می‌دهد که در یک رابطه خودشیفته، شریک زندگی شما بیشتر درگیر رفتارهای نمایشی بوده و احتمال اینکه این فرد در درازمدت متعهد باشد، خیلی کم است.

در یک جمله، کنار آمدن با افراد خودشیفته در رابطه دشوار است.

در صورتی که قادر به ادامه زندگی مشترک در یک شخصیت خودشیفته در رابطه نیستید و می‌خواهید طلاق یک طرفه از همسرتان بگیرید، می‌توانید با کارشناسان و مشاورین مؤسسه حقوقی دادسو مشورت کنید.

انواع افراد خودشیفته در رابطه

با اینکه افراد خودشیفته در رابطه رفتارهای تقریباً یکسانی از خود نشان می‌دهند، اما همه خودشیفته‌ها یکسان نیستند. در واقع، دو نوع مختلف خودشیفتگی وجود دارد: خودشیفتگی بزرگ و خودشیفتگی آسیب پذیر.

خودشیفتگی آسیب پذیر از تجربیات تلخ دوران کودکی سرچشمه می‌گیرد و باعث بروز رفتارهای متفاوتی در رابطه می‌شود.

خودشیفته‌های بزرگ سطوح بالایی از خودبزرگ‌بینی، پرخاشگری و تکبر را نشان می‌دهند. آن‌ها دارای اعتمادبه‌نفس بالایی بوده و نسبت به رفتار دیگران حساسیت کمتری دارند.

این نوع از افراد خودشیفته در رابطه اغلب احساس نخبه بودن داشته و از گفتن این موضوع ابایی هم ندارند.

معمولاً با خودشیفته‌های بزرگ از همان کودکی طوری رفتار شده که گویی از همه برتر هستند و با انتظار ادامه این روند در بزرگسالی به زندگی خود ادامه داده‌اند.

افراد خودشیفته بزرگ، اگر احساس کنند آن‌طور که انتظار دارند با آن‌ها رفتار نمی‌شود و اوضاع مطابق میلشان نیست، به احتمال زیاد آشکارا درگیر خیانت شده یا خیلی ناگهانی شریک زندگی خود را ترک می‌کنند.

در نقطه مقابل، خودشیفته‌های آسیب‌پذیر از نظر عاطفی بسیار حساس‌تر هستند.

این نوع از افراد خودشیفته در رابطه از احساس خودشیفتگی خود به عنوان پوششی برای حس بی‌کفایتی که به شدت آزارشان می‌دهد بهره می‌برند.

خودشیفته‌های آسیب‌پذیر بین احساس برتری و حقارت مدام بالا و پایین می‌شوند. وقتی با آن‌ها طوری رفتار نمی‌شود که حس کنند آدم خاصی هستند، اغلب یا احساس قربانی بودن را دارند یا به شدت مضطرب می‌شوند.

این نوع خودشیفتگی معمولاً در اوایل کودکی به عنوان مکانیزمی برای مقابله با بی‌توجهی یا سوءاستفاده ایجاد می‌شود.

افراد خودشیفته در رابطه مدام نگران هستند که شریکشان آن‌ها را چگونه درک می‌کند. آن‌ها می‌توانند در روابط شریک زندگی‌شان بسیار مالک، حسود و پارانویید باشند.

نشانه های فرد خودشیفته در رابطه

افراد خودشیفته در رابطه ویژگی‌ها و نشانه‌هایی دارند که به تشخیص این مشکل در آن‌ها کمک می‌کند. اگر شریک زندگی شما بیشتر درگیر خود بوده و همیشه به توجه و تأیید نیاز دارد، ممکن است خودشیفته باشد.

اگر کسی به راحتی نادیده گرفته شود یا به انتقاد بیش از حد واکنش نشان دهد، ممکن است دچار خودشیفتگی در روابط عاطفی باشد.

اگر فکر می‌کنند همیشه حق با آن‌ها است، بیشتر می‌دانند یا باید بهترین باشند و غیره، تمام این موارد نشانه خودشیفتگی است.

افراد خودشیفته در رابطه ممکن است تنها زمانی به شما اهمیت دهند که شما در حال برآورده کردن نیازشان یا تلاش برای رساندن به هدفشان باشید. یک رابطه خودشیفته پریشانی‌های عاطفی زیادی دارد.

به طور میانگین، حدود ۱٪ جمعیت از NPD یا همان خودشیفتگی رنج می‌برند؛ اما اکثر آن‌ها به دنبال درمان نیستند و اصلاً خودشیفتگی وجودشان تشخیص داده نمی‌شود.

مطالعات نشان می‌دهد که مردان بیشتر در معرض خودشیفتگی قرار می‌گیرند و تقریباً ۷۵ درصد از افراد مبتلا به NPD مرد هستند.

گرچه شاید خیلی از افراد خودشیفته در رابطه ویژگی‌های خودمحور را داشته باشند، اما این نشان‌دهنده اختلال خودشیفتگی در این افراد نیست.

با این وجود، بخش بزرگ و رو به رشدی از جمعیت از این اختلال رنج برده و روابطشان تحت تأثیر خودشیفتگی و عواقب ناشی از آن قرار دارد.

ایجاد دل‌بستگی به افرادی که این ویژگی‌های منفی را از خود نشان می‌دهند، باعث ایجاد روابطی نامطلوب و آشفته خواهد شد.

ویژگی افراد خودشیفته در رابطه

در ادامه می‌خواهیم با برخی از ویژگی‌های افراد خودشیفته در رابطه آشنا شویم؛ البته میزان هر کدام از این ویژگی‌ها می‌تواند در افراد مختلف متفاوت باشد:

  1. احساس استحقاق یا برتری
  2. عدم همدلی
  3. رفتار نمایشی یا کنترلی
  4. نیاز شدید به تحسین
  5. تمرکزشان بر برآورده شدن نیازهای خودشان است و نیازهای اطرافیان برایشان اهمیت ندارد
  6. بسیار پرخاشگر هستند
  7. نمی‌توانند متوجه بازخورد رفتارشان شوند

چرا افراد خودشیفته می‌شوند؟ آیا این خودشیفتگی نشانه چیز دیگری است؟ اکثر افراد خودشیفته والدین خودشیفته‌ای دارند و این خصلت را به آن‌ها ارث داده‌اند. در واقع، والدینشان می‌خواستند آن‌ها عالی باشند.

برخی دیگر از این والدین آن‌قدر روی خودشان متمرکز بوده‌اند که کاملاً کودک و نیازهایش را نادیده می‌گرفتند و کودک تنها زمانی برای این والدین مهم بود که برای رسیدن به هدفی به آن‌ها نیاز داشتند.

والدین افراد خودشیفته در رابطه به تناوب بین گرسنگی عاطفی نسبت به کودک و بی‌علاقگی به او رفتار می‌کنند.

خودشیفته‌ها عزت‌نفسی پوشالی دارند و بسیار شکننده هستند؛ زیرا رویِ دیگر احساس خودستایی آن‌ها، عزت‌نفس بسیار پایین است. افراد خودشیفته در رابطه مدام در درونشان صداهایی از تنفر و تحقیر را می‌شنوند.

بنابراین، برای این افراد حتی یک انتقاد جزئی هم می‌تواند یک آسیب خودشیفتگی باشد که منجر به طغیان عصبانیت و تلاش‌های ناامیدانه برای بازیابی عزت‌نفس شکننده خود می‌شود.

اظهارات تحقیرآمیز و پرخاشگری به افراد خودشیفته در رابطه کمک می‌کند تا دوباره تصویر برتر خود را ایجاد کنند. تحقیر یک رفتار رایج در روابط افراد خودشیفته است.

تأثیر منفی افراد خودشیفته در رابطه

خودشیفتگی در روابط عاطفی بسیار چالش برانگیز است. این افراد در دوست داشتن واقعی افراد زندگی‌شان مشکل دارند؛ چرا که آن‌ها در دوست داشتن خودشان به شکل درست مشکل دارند.

افراد خودشیفته در رابطه آن‌قدر روی خودشان متمرکز هستند که اصلاً نمی‌توانند شریک زندگی‌شان را به عنوان فردی جدا ببینند و دوستش داشته باشند.

آن‌ها شریک زندگی‌شان را برحسب چگونگی برآورده شدن نیازهایشان می‌سنجند و بر حسب همین، آن‌ها را ارزش‌گذاری می‌کنند. این موضوع در مورد فرزندانشان هم صدق می‌کند.

با تمام این اوصاف، متأسفانه خیلی از مردم به سمت افراد خودشیفته در رابطه تمایل دارند. افراد خودشیفته می‌توانند بسیار فریبنده باشند؛ خصوصاً در ابتدای آشنایی.

آن‌ها با تمایل به داشتن شخصیتی بزرگ و والا قادر هستند این حس را به شما هم منتقل کنند که شما هم باید عالی باشید تا توسط آن‌ها انتخاب شوید.

افراد خودشیفته در رابطه می‌توانند در روابط بسیار کنترل کننده باشند و احساس حسادتشان آن‌قدر زیاد باشد که به راحتی آسیب‌پذیرشان کند.

این افراد بسیار کم‌طاقت هستند و خیلی زود احساسات آزاردهنده خودشان را به شریک زندگی‌شان منتقل می‌کنند. واکنش‌های آن‌ها نمایشی و توجه طلبانه است.

به طور کلی، خودشیفته‌ها در برخورد اولیه با غریبه‌ها بسیار دوست داشتنی به نظر می‌رسند؛ اما به مرور زمان این خاص بودن کاهش یافته و دیگران هم متوجه خودشیفتگی آن‌ها می‌شوند.

افرادی که چنین رابطه‌ای را تجربه کرده‌اند، معمولاً ماه عسلشان را بسیار پرشور و هیجان انگیز آغاز کرده‌اند؛ اما رفته رفته این احساسات کاهش یافته و جایش را به رفتارهای خودمحورانه داده است.

افراد خودشیفته در رابطه معمولاً دیوانه‌وار عاشق کسی شده و خیلی زود درگیر روابط عاطفی می‌شوند؛ اما این عشق آتشین دوام چندانی ندارد.

همین موضوعات گاهی به قدری شدت می‌گیرند که باعث طلاق از طرف زن یا مرد می‌شوند.

آیا افراد خودشیفته عاشق می شوند؟

معمولاً افرادی که دچار خودشیفتگی در روابط عاطفی هستند، از احساس تنهایی رنج می‌برند.

شما به عنوان طرف مقابل حس می‌کنید نقش ابزاری را برای آورده کردن خواسته‌های او دارید و نیاز و خواسته‌های شما اندازه ارزنی ارزش ندارد.

افراد خودشیفته در رابطه طوری رفتار می‌کنند که همیشه حق با آن‌ها است، همه چیز را بهتر می‌دانند و شریک زندگی‌شان همیشه در اشتباه بوده و ناتوان هستند.

این رفتارها باعث می‌شود طرف دیگر عصبی شده و سعی در دفاع از خود داشته باشد یا همیشه با احساس بدی نسبت به خود، زندگی‌اش را ادامه دهد.

مقابله با افراد خودشیفته در رابطه

اگر از خودشیفتگی در روابط عاطفی رنج می‌برید، بهتر است ابتدا در مورد انتخابتان فکر کنید و انگیزه و معیارهایی که باعث شد شما به چنین رابطه‌ای کشش داشته باشید را درک کنید.

آیا والدین شما خودمحور بوده‌اند؟ آیا از اینکه توسط شریک زندگی‌تان کنترل شوید راضی هستید؟ آیا از وابسته بودن به فردی که در کانون توجه است، احساس ارزشمند بودن دارید؟

آیا تصویر منفی که او با انتقادها و نگرش‌های خود برتری‌اش در شما ایجاد کرده آزارتان نمی‌دهد؟

خیلی از افرادی که عاشق افراد خودشیفته می‌شوند، در مورد وابستگی مشترک مشکلاتی دارند. آن‌ها به دلیل نداشتن اعتمادبه‌نفس به دیگران اجازه می‌دهند از آن‌ها سوءاستفاده کنند.

در قدم اول باید نقش خودتان را در رابطه خودشیفته درک کنید. بعد به چالش کشیدن طرف مقابل را شروع کنید تا سبک روابط خود را تغییر دهد.

شما می‌توانید با تشخیص میزان شکنندگی عزت‌نفس او برای این حقیقت که خودبزرگ‌بینی و احساس برتری و بزرگنمایی او سرپوشی است بر احساس بی کفایتی، نفرت و کمبودهایش، در حقش دلسوزی کنید.

همچنین، شما می‌توانید شفقت و مهربانی را در خود تقویت کرده و با حفظ اعتمادبه‌نفس و ارزش خود در رابطه، در همه برخوردها با او رفتار درست داشته و هیچ‌گاه نقش قربانی را بازی نکنید.

چگونه افراد می‌توانند با خودشیفتگی خود روبرو شده و بر آن غلبه کنند؟

افراد خودشیفته در رابطه می‌توانند با به چالش کشیدن خود و غلبه بر احساسات خودستایشگر و همچنین صدای درونی سرشار از انتقادشان، نگرش و رفتارشان را اصلاح کنند.

البته این کار را باید با کمک مشاورین متخصص این امر پیش ببرند؛ با روشی به نام صدا درمانی. آن‌ها باید در ابتدا از ویژگی‌های منفی والدین یا افرادی که نقش مهمی در کودکی و رشدشان داشته‌اند فاصله بگیرند.

این ویژگی‌ها می‌تواند شامل نگرش‌های خودبرتر بینی یا رفتارهای تحقیرآمیز باشد. همچنین، از تکرار مدام مسائل عاطفی که والدینشان نسبت به آن‌ها دریغ کرده‌اند دست بکشند.

شاید زمانی این رفتارها باعث بقای آن‌ها بود؛ اما حالا این رفتارهای خودشیفته دیگران را از آن‌ها رانده و زندگی و اهدافشان را نابود می‌کند.

افراد خودشیفته در رابطه باید دست از مقایسه خودشان با دیگران بردارند و از بهترین بودن یا کامل بودن دست بکشند.

راه دیگر برای درمان خودشیفتگی این است که به جای عزت‌نفس، شفقت و مهربانی به خود را در نفسشان تقویت کنند.

جمع بندی

افراد خودشیفته در رابطه معمولاً در روابط عاطفی الگوهای رفتاری خاصی نشان می‌دهند که می‌تواند برای شریک رابطه بسیار آسیب‌زا باشد. این افراد اغلب نیاز شدید به تحسین شدن و کنترل طرف مقابل دارند.

این افراد ممکن است در آغاز رابطه بسیار جذاب، توجه‌گر و ایده‌آل به‌نظر برسند؛ اما با گذشت زمان رفتارهایی مانند بی‌اعتنایی، سرزنش، کوچک‌انگاری و بازی‌های روانی ظاهر می‌شود.

ارتباط با یک فرد خودشیفته می‌تواند موجب کاهش عزت‌نفس، خستگی روانی، اضطراب، سردرگمی و وابستگی عاطفی ناسالم در طرف مقابل شود.

شناخت نشانه‌ها و آگاهی از چرخه رفتاری افراد خودشیفته (شیفت عاشقانه، بی‌ارزش‌سازی و طرد) به افراد کمک می‌کند تا بهتر تصمیم بگیرند، مرزهای سالمی تعیین کنند و در صورت لزوم، از رابطه خارج شوند.

مؤسسه حقوقی دادسو با ارائه خدمات تخصصی مشاوره، تنظیم قرارداد، پیگیری دعاوی و امور حقوقی و کیفری، همراه شما در طلاق از طرف مرد یا زن خواهد بود.

سؤالات متداول

مهم‌ترین نشانه‌های افراد خودشیفته در رابطه چیست؟

نیاز دائمی به تحسین، نداشتن همدلی، حساسیت شدید به انتقاد، رفتارهای کنترل‌گرانه، بی‌ثباتی در رفتار (از محبت زیاد تا بی‌توجهی شدید) و ایجاد احساس گناه و استفاده از دستکاری روانی.

آیا افراد خودشیفته واقعاً عاشق می‌شوند؟

افراد خودشیفته معمولاً به‌جای عشق سالم به توجه، تحسین و تأیید شدن وابسته‌اند. آن‌ها بیشتر به کارکرد شریک در زندگی‌شان اهمیت می‌دهند تا احساسات واقعی او؛ بنابراین عشق‌شان سطحی، مشروط و ناپایدار است.

چگونه می‌توان در رابطه با یک فرد خودشیفته از خود محافظت کرد؟

تعیین مرزهای روشن، گفت‌وگوی مستقیم و بدون احساس گناه، جلوگیری از وابستگی بیش از حد، تقویت عزت‌نفس و استفاده از حمایت خانواده و دوستان یا مشاور

آیا امکان تغییر رفتار افراد خودشیفته وجود دارد؟

تغییر امکان‌پذیر اما بسیار دشوار است. افراد خودشیفته معمولاً مشکل را نمی‌پذیرند و در برابر درمان مقاومت می‌کنند. تغییر تنها زمانی ممکن است که فرد مشکل را بپذیرد، تعهد به درمان داشته باشد و پشتکار بلندمدت نشان دهد.

چگونه می‌توان از رابطه با فرد خودشیفته جدا شد؟

ترک چنین رابطه‌ای معمولاً نیاز به برنامه‌ریزی و حمایت عاطفی دارد. بهتر است مرزهای جدی و بدون بازگشت تعیین شوند، از بحث‌های فرسایشی اجتناب شود، ارتباط حداقلی یا قطع ارتباط کامل (No-contact) برقرار شده و از یک مشاور کمک گرفته شود.

3.6/5 - (103 امتیاز)

برای اطلاع از آخرین اخبار دادسو را در تلگرام دنبال کنید

برای اطلاع از آخرین اخبار دادسو را در اینستاگرام دنبال کنید

مطالب پیشنهادی

تحریریه دادسو

این مقاله توسط تیم تحریریه دادسو گردآوری، تنظیم و تحریر شده است.
اعضای تحریریه در جهت افزایش آگاهی و اطلاعات کاربران سایت، همه روزه مقالات کاربردی در حوزه فعالیت‌های دادسو منتشر و بروز رسانی می نمایند. لازم به ذکر است که این مقالات هیچ وقت جای مشاوره با وکیل متخصص را نخواهد گرفت. در صورت تمایل برای مشاوره با وکیل با دادسو در ارتباط باشید.

Picture of مبینا اصفهانی
مبینا اصفهانی
مبینا هستم، فارغ‌التحصیل حقوق و فعال در تیم حقوقی دادسو. از وقتی وارد دنیای حقوق شدم، همیشه مجذوب این بودم که چطور چند خط قانون می‌تواند مسیر یک زندگی را تغییر دهد. برای همین می‌نویسم؛ تا این دنیای سخت را کمی آرام‌تر و قابل لمس‌تر کنم. باور دارم وقتی مفاهیم روشن شوند، نگرانی‌ها هم کم‌رنگ‌تر می‌شوند.
دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

12 − هشت =